چند نکته کاربردی برای فروش آسان

• مشخصات محصول برای مشتری مهم نیست بلکه آنچه از خرید محصول عایدش میشود اهمیت دارد، آنها را توضیح دهید. مشتری هنگام خرید تلویزیون مارک آن را خریداری نمیکند بلکه تفریح، راحتی، پرستیژ و… را میخرد.
• مطمئن باشید از مشتری عاقل تر نیستید پس بهتر است نقش آنها را نیز بازی نکنید. نگاه عاقلانه و از بالا به پائین در هنگام فروش یعنی شکست فروش و یا آخرین فروش.
• دانش و اطلاعات خود را به رخ مشتری نکشید و فقط سؤالات او را پاسخ دهید.
• در مورد فروشهای مهم سعی نکنید در ملاقات اول قرارداد ببندید. قرارداد در ملاقاتهای بعدی محکم تر و منطقی تر خواهد بود چرا که فرصت بیشتری به خود و مشتری جهت بررسی نیازها و رفع آن داده اید. ملاقات اول را به شنیدن خواسته ها و نیازهای مشتری اختصاص دهید.
• برای محصولات خود کاربردهای تازه تعریف کنید، این یعنی جلوگیری از هزینه سنگین تغییر خط تولید یا کاهش آن.
• روشهای فروش برای محصولات متفاوت یکی نیستند، تفاوتها را هوشمندانه ببینید و متفاوت با آن به تدوین و انتخاب روش بپردازید. مزیت استحکام یا ایمنی در یک اسباب بازی با یک ظرف آشپزخانه متفاوت است.
• فرآیند فروش میدان مبارزه نیست که فقط شما از آن پیروز خارج شوید. دو طرف پیروز یعنی فروش پایدار. پس به توافقی دست یابید که منافع دو طرف در آن لحاظ شده باشد در غیر این صورت منتظر نقص قرارداد و مشکلات بعدی باشید.
• هنر خوب شنیدن را بیاموزید. هوشمندانه شنیدن شرط اول فروش صحیح و موفق است. بی صبرانه منتظر رسیدن نوبتتان جهت ایراد سخنرانی غرا و دلنشین در مورد محصول یا قابلیتهای خودتان نباشید.
• سعی نکنید پیشاپیش جواب سئوالات احتمالی مشتری را بدهید حتی بهتر است جواب سئوالات را به بررسی بیشتر موکول نمائید. البته به کند ذهنی و نادانی نیز تظاهر نکنید.
• هر شغلی آفتی دارد. آفت فروش هم عجله است و غرور. عجله برای عقد قرارداد و غرور برای اولین موفقیت ها.
• بر خلاف دیگران توصیه میکنم تا میتوانید به مشتری اعتماد کنید و البته جایی که ارزش اعتماد شما حفظ شود تفاوت زیرکی را با ترس دریابید.
• فروش لذتبخش است و شما هنگامی طعم این شادی را خواهید چشید که خرید از شما نیز شادی بخش باشد. آنگاه این فرآیند ادامه مییابد.
• مسن ترها روشهای مدرن فروش را زیر سئوال میبرند و جوانترها و تحصیلکرده ها عملکرد بازاریان سنتی را به باد انتقاد میگیرند؛ امّا الفبای فروش یکی است و اولین حرف آن رضایت مشتری است.
• در انتخاب روش فروش از رهبر و پیشرو بازاری که در آن فعالیت میکنید تقلید نکنید، هرگز تقلید نکنید. چرا که در هر حال و در عین موفقیت کامل یک دنباله رو هستید؛ آیا شما از یک دنباله رو خرید میکنید؟
• برای فروش موفق بدقولی ممنوع، انتخاب زمان با مطالعه قبلی و مدیریت زمان جهت تحویل سفارشها یا اتمام پروژه هایی که متعهد شده اید اولین سابقه مثبت و تبلیغ مستقیم را برای شما رقم خواهد زد. این فرصت را از دست ندهید.
• محصولات خود را بیعیب و نقص معرفی نکنید چرا که واقعاً اینطور نیست. عنوان کردن این مسئله نسبی است پی به بیان تفاوتها و تغییرات احتمالی در کارآیی محصول بپردازید.
• اولین ملاقات با مشتری را فقط به شنیدن نیازها و نقطه نظرات او اختصاص دهید و دومین جلسه را جهت ارائه راه حل و امکانات خود تعیین نمائید. و بدین ترتیب ارزشی را که برای گفته های جلسه اوّل قائل شده اید نشان دهید.
• در فروشهای انبوه که امکان ملاقات حضوری وجود ندارد آمار و ارقام بخش مالی را به تنهایی ملاک شناخت نیازهای بازار قرار ندهید. نظرسنجی ها، کسب اطلاعات به طور ناشناس، بررسی روند گذشته فروش و … را به عنوان ابزاری برای همگام شدن با نیازهای بازار مورد استفاده قرار دهید.
• تفاوت بین نیاز و خواسته بسیار ظریف است. هوشمندانه آن را تشخیص دهید و فراموش نکنید برای نیاز تمایل مشتری است و خواسته انتخاب وی، چیزی که بابت آن پول پرداخت خواهد کرد.
• با ارائه تعریفی متناسب با خواسته های مشتریان و تبلیغات مناسب آنرا به محصولی جهت رفع نیاز آنها تبدیل نمائید.
• از پیشنهاد بعدی تعجب نکنید چراکه عیب گرفتن از هر چیزی آسان ترین کارهاست و از عهده هر کسی بر میآید.
• نقص کوچکی را پیشاپیش بپذیرید تا از عیب جوئی های بزرگتر در امان باشید و بعد در جهت رفع آن نقص صادقانه بکوشید. ضمن آنکه با این روش همدردی مخاطب را نیز جلب نموده و او را با خود همراه ساختهاید.
• در مورد خودتان هم همینطور: از صداقت و درستی خود نگوئید کمتر باور میکنند.
• در تبلیغ و اعلان برای محصول از کیفیت برتر، عالی و. . . صحبت نکنید. خیلی تکراری شده به جای آن یک ویژگی متفاوت را که در ذهنها میماند عنوان نمائید.
• تفاوت ها در ذهن ها میماند نه برتری ها. ضمن آنکه برتری ها نقض شدنی است ولی تفاوت ها اینطور نیست.
• قسمتی از بازار را که برای عموم هم شناخته شده و جذاب است هدف قرار دهید نه همه بازار را، مطمئن باشید در صورت موفقیت در آن قسمت پیروزی در دیگر قسمتها نیز از آنِ شما خواهد بود.
• اگر میخواهید دارای کسب و کار موفق و رو به رشدی باشید و نام تجاریتان یکه تاز بازار شود باید یا رهبر بازار باشید یا نفر دوم آن. بقیه نامها در ذهن نمیماند.
• اگر میخواهید رهبر بازار باشید باید در رشته ای (تخصصی یا ارائه خدمتی) اولین باشید.
• اگر همه رتبه های اول را دیگران قبضه کرده اند موضوع جدیدی را پیشنهاد کنید که رتبه اول آن مال شما باشد.
• اول بودن در ارائه هر محصول یا خدمتی را بدون پشتوانه مالی آغاز نکنید چراکه پول تنها امکان رواج یک ایده جدید در بازار است. نبوغ شما هر چه باشد برای ترویج و گسترش به پول نیاز دارد.
• اول بودنی را انتخاب کنید که مطلوب و مقبول بازار باشد و هر اول بودنی به موفقیت منتهی نمیشود.
• شعار «همیشه حق با مشتری است» را شنیده اید لطفاً آنرا باور کنید. چون جرأت کرده و در این بازار ما را برای خرید انتخاب نموده است.
• پیرو پیشنهاد قبلی یادآور میشوم بحث و جدل و اثبات حقانیت در هر شرایطی نادرست و اشتباهی جبران ناپذیر است و در مذاکرات فروش یعنی پایان همه چیز.
• در تبلیغات خود ذهن ها را هدف قرار دهید شما هنگامی به نتیجه میرسید که نام یا علامت مورد نظر خود را در ذهن ها ماندگار کنید و نه ویترین ها و تابلوهای درخشان خیابان.
• دستکاری ذهن ها ممنوع: اگر کلمه ای یا علامت تجاری را برای یک محصول خاص جا انداخته اید از آن کلمه برای محصولاتی متفاوت استفاده نکنید. رشته های متفاوت نامها و علائم متفاوت میخواهد.
• تخصصی تولید کنید و تخصصی بفروشید. آچار فرانسه نباشید که فقط به درد پیچ های دم دست و پیش پا افتاده بخورید. هنگامی که سعی میکنید برای همه مفید باشید نهایتاً به درد هیچ کس نمیخورید.
• مردم باید شما را با مهارت و تجربه ای خاص بشناسند آنرا هوشمندانه انتخاب کنید و به مردم معرفی نمائید.
• به موج ها و مدها تکیه نکنید فروش فصلی وحراجی … انتخاب شایسته کسی که میخواهد بماند نمیباشد. اعتبار خود را با روشهایی از این دست خدشه دار نکنید.
• فروش را با برنامه ریزی آغاز کنید ولی در همان مرحله برنامه ریزی درجا نزنید، با اجرای چند برنامه فروش و کسب آشنایی لازم روند فروش را متناسب با بازار موجود، امکانات مالی و دانش به کار رفته در آن تدوین نمائید.
• به دنبال ایجاد روند برای فروش باشید. اگر عمر موج ها یک ماه باشد، عمر برنامه ریزی ۶ ماه تا یکسال و عمر روند فروش ۵ تا ۱۰ سال است.
• خیلی به خودتان سخت نگیرید. با زور زدن و غصه خوردن فروش افزایش نمی یابد. کارها با آرامش پیش میرود و آرامش با عدم تلاش اضافی به دست میآید.
• تفاوت بین فعالیت و عمل را دریابید. عمل یعنی اقدامی به موقع، زمانی که نیاز است ولی فعالیت چنین نیست وقتی عمل را انتخاب میکنید در دریای پرتلاطم بازار دست و پا نمیزنید، بلکه شناور میشوید.
• با عدم فعالیت اضافی انرژی خود را برای مقاطع حساس و شکار لحظه ها حفظ نمائید.
• برای کارکنانتان مدیر و برای مشتریانتان رهبر باشید.
• به سادگی امتیاز ندهید حتی امتیازهای از پیش تعیین شده را هنگامی رو کنید که در قبال آن چیزی گرفته باشید.
• برای فروش و بازاریابی موفق به خلاقیت نیاز جدی دارید و برای خلاقیت فقط کافی است در عین آرامش هوشمندانه ببینید و بشنوید.
• به هر دلیل اگر بدقولی کردید به دروغگویی متوسل نشوید.

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *